آدمي جماعت،حتي كودن ترين آنها،نبوغي فوق العاده در فريب دادن خود دارد
كليدر-محمود دولت آبادي
آدمي جماعت،حتي كودن ترين آنها،نبوغي فوق العاده در فريب دادن خود دارد كليدر-محمود دولت آبادي + نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت
14:21 |
(ما به سختی در هوای گندیده طاعونی دم میزدیم و...) احمد شاملو بيش از پيش پنداري، فروتر ميرويم هردم ميان اين لجنهاي نكبت وتيره پلشت اما نرم در فضايي مملو از تزوير پر از نيرنگ در فضايي آكنده از اوهام چون ذهن يك بدبخت، ازگلي(ozgali) نشئه، از چرس يا از بنگ ميرسد اينك لجن، چون جانمان بر لب ميشودآنك ، روزگارمان چون شب نا اميد و هم پر بيم بي رمق، بي ناي و هم غمگين دست و پايي بايد بر هم زنيم ليك ميدانيم فروتر ميرويم نيك ميدانيم فروتر ميرويم + نوشته شده توسط مسعود در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت
10:33 |
خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند. خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي! شما بگين ما چيکار کنيم؟.. + نوشته شده توسط مسعود در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
18:18 |
امشب بدجوري دلم هواي خونه پدری کرده.هواي كوچه پس كوچه هاي خاكي كه توش بزرگ شدم پیش ازاینکه همشون اسفالت بشن هواي گاري هاي لبو فروشي كه پول توجيبيمونو كه با هزار وسوسه خريد تا زنگ آخر نگهداري ميكرديم تا با لبوهاي داغ كه توي اون سرما و برف زیباترین و خوشبوترین بخارهاازشون بلند ميشد طاق بزنيم پیش از اينكه جاي گاري لبو فروشيها كافي شاپها و كافي نتها جيب بچه ها رو خالي كنن.پیش از اينكه مسير مدرسه تا خونه رو فقط بشه با سرويس مدرسه رفت پیش ازاينكه بچه دبستاني ها با سرهاي نتراشيده سر كلاسهاي درس مدرسه های غير انتفاعي مشق ننويسن وچوبم نخورن.پیش از اینکه غم نان آواره این ناکجا آبادم کنه.نا کجا آبادی که هیچوقت آبادهم نخواهد شد حتی به زور نفت و دلارهای نفتی،فقط بزرگ وبزرگتر میشه بی هیچ آبادانی.آخ كه چقدر دلم براي بچگي هاي خودم تنگ شده....
+ نوشته شده توسط مسعود در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت
23:5 |
با سلام خدمت دوستان
اينم روش حل مشكلات به طريق كاملا وطني!!!!! + نوشته شده توسط مسعود در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت
9:55 |
اگر ماه بودم
به هرجا که بودم سراغ تورا از خدا می گرفتم اگر سنگ بودم به هرجا که بودم سراغ تورا از خدا می گرفتم اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام من می نشستی اگر سنگ بودی به هر جا که بودی مرا می شکستی٬مرا می شکستی « فریدون مشیری» + نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت
11:16 |
اصلا" تو فكرش نرو فقط يه لبخند!!! + نوشته شده توسط مسعود در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت
18:13 |
اینم یه کاریکاتور از مانانیستانی تقدیم به دوستداران صداقت:
وآنجا که ریا و تزویر بازیگرانی ماهرند صداقت دلقکی بیش نیست ویلیام شکسپیر + نوشته شده توسط مسعود در جمعه شانزدهم فروردین 1387 و ساعت
23:36 |
با سلام به دوستان فیلم کنتس پابرهنه محصول سال ۱۹۵۴ که هنوز هم تازه و دوست داشتنیه رو توصیه میکنم
+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت
2:22 |
مقایسه دختران و پسران دهه 60 و 70 و 80 + نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت
21:16 |
|
|